ز : دل پیرو
گر در دل دریا شد،ما نیز چنان گردیم
گر گوشه نشین شد او،ما گوشه نشین گردیم
ور گشت دوان چون باد ما نیز دوان گردیم
گر پیر و مسن گشتیم،از گردش ماه و مهر
از آب حیات عشق،ما باز جوان گردیم
گر گشت غمین،نالان،بر حال شقایق دل
چون چشم گل نرگس،ما هم نگران گردیم
بی هیچ سخن،گفتار،یارم چو رها بنمود
از ماتم هجرانش،ما نعره زنان گردیم
گر شاهد بازاری ست،ما شهرۀ بازاریم
ور گشت نهان چون راز ما نیز نهان گردیم
گر گشت خردمند او،ما نیز خرد ورزیم
ور سر به جنون زد او،ما پاک روان گردیم
چون گشت دل برنا،شیدای یکی لیلا
ما هم چو یکی مجنون،شیدای زمان گردیم
کورسو : اینو - به جز واپسین بیت - من بسی سال پیش سرودم.ولی یه چیزی هی بهم می گفت که این چامه هنوز به پایان نرسیده و من نمیدونستم چه جوری اونو به پایان برسونم که همون چیزی بشه که من می خوام. چن تا از واژه ها رو می دونستم که باید به کار ببرم ولی واژه های دیگه و گونۀ سامان دهیشون،ازم گریزون بودن.تا این که زد و چن سال پس از اون،هنگامی که داشتیم از سیزده به در برمی گشتیم و پشت ماشین سنگین یکی از شوهر عمه هام سوار بودیم - تو گردشای خونوادگی، اونایی که دوست داشتن با سواری خودشون میومدن،اوناییم که می خواستن دور هم باشن،سوار این می شدن،که چادرم داشت.- من یه جورایی هوایی شدم که برم رو در بشینم و نیم تنمو از چادر ببرم بیرون.هر چیم که دیگرون گفتن بچه بیا مث بچه آدم بگیر بشین،میفتیا،من گوشم بدهکار نبود.اونام که دیگه به این جور کارای من خو کرده بودن،دست از سر من برداشتن و رفتن سر گپ و خوردشون.من هرگاه که دل تنگ میشم،به دامان ترانه و چکامه،پناه می برم. اون شبم آسمون پر از ستاره بود و اگه حالمم اون جوری نبود،با دیدن اون همه زیبایی،خود به خود می رفتم سراغ ترانه و چکامه.همین جور داشتم ترانه های داریوش و ستار و ابی و شاهرخ و سروده های،حافظ و مولوی و سعدی و وحشی و عراقی و شاملو و مشیری و خودمم رو می خوندم،که یهو،همین چامه رو خوندم.ولی از اونجا که همیشه یه پای بساط لنگه،واسه پایانش یه بیت با دو مصرع نخست، به میون اومد.یکیش همون بود که در بالا نوشتم،یکیش اینه که در پایین می نویسم.شما بگین کدومش بهتره؟
چون گشت دلم شیدا،دلبر چو یکی لیلا
ما هم چو یکی مجنون،شیدای زمان گردیم
شرر : اگه دو غزل حافظ،"نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد و کِی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد" رو بخونین،شاید بهتر دریابین که چی گفتم.هر چند برداشتی که اکنون از "چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد"با برداشتی که پیشترا داشتم،یکی نیس.
کبریت : امروز،سپندارمذگانه،روز شور و شیدایی.این روز رو به همۀ دلبران و دلدادگان و دلداران،شادباش و فرخنده باد،میگم و چکاممو بهشون پیشکش می کنم.باشد که پذیرا باشن.