ظ : نه شوری،نه سوری،چه سوزی
میگن:نریا.میگیرنت،چوب تو آستینت میکنن،یا هر سوراخ سنبه ای که داری.تا بیست فروردینم ولت نمی کنن.مگه تو نمیگی نوروز بسی ارزشمنده و نباید بذاریم ازمون بگیرنش؟میگم:چرا.میگن:خب اگه بگیرنت که نه خودت نوروز داری نه دیگرون.میگم:چارشنبه سوری رو هم نباید بذاریم ازمون بگیرن،به ویژه این چارشنبه سوری رو.میگن:مگه نمی بینی هنوز هیچی نشده همه جا پر شده از گارد و نیرو؟مگه نمی شنفی همش میگن چنان و چنین می کنیم؟میگم:میخوایم اینجوری به یک یکشون بگیم،"آن چه تو گویی نکنید،آن کنیم."خودتون اینو شنفتین که گفتن:"موش موشک آسه بیا،آسه برو،تا گربه شاخت نزنه."موش موشک هم هی آسه اومد و آسه رفت تا نکنه گربه بیدار بشه و شاخش بزنه.از ترس این که گربه شاخش نزنه،یه بارم نشد که ببینه گربه شاخ نداره که بخواد با اون بزندش.هنوزم که هنوزه،موش موشک آسه میاد،آسه میره،تا گربه شاخش نزنه.من نمیخوام موش موشک باشم.میخوام چنان بزن و بکوبی راه بندازم که گربه آرزوش باشه که یه خواب راست و درست داشته باشه،چه برسه به این که بترسم از این که بیدار بشه و با شاخش منو بزنه.
یکی خودشو میندازه میون گپ و گفتمون و میگه:چرا اینجوریه؟مگه تو همۀ کشورا ،ایرانیا،چارشنبه سوری رو جشن نمیگیرن،پس چرا نباید بتونن تو کشور خودشون این کارو بکنن؟میگم:از شتر پرسیدن،چرا گردنت کجه؟ گفت:کجام راسته؟
کورسو : واسه پشتیبانی از سمیرا نصیری یه سری به نشونی زیر بزنین و اونو تو تارنگارتون بنویسین و از دیگرونم بخواین این کارو بکنن.
http://rahrovaneraheakbar-m7.blogspot.com/2010/03/blog-post_14.html