اق : اخلاق
بارها گفتيم و شنفتيم كه ما مردماني مأخوذ به حيا هستيم و شرم و آزرم از ما مي ريزه به ويژه از بانوان ايراني و از گفتن،شنفتن،ديدن و خوندن بسياري از چيزا پرهيز مي كنيم. ـ دست كم در جايي كه زنا و مردا با هم هستن. ـ گفتن،شنفتن،ديدن و خوندن چيزايي درباره بوس و كنار و هم خوابگي و اندام به ويژه اندام زنا،تابو و خط قرمزه تا جايي كه زن و شوهراي بسياري از گفتن درباره هم خوابگي و اين كه از چه چيزش خوششون مياد و يا در اون دم آمادگي نزديكي رو دارن يا نه،شرم دارن. ـ شگفتي اينجاس كه از گفتن درابره چيزي شرم دارن كه انجامش ميدن. ـ خود من جايي كه ميرم اون چنون به دور و برم كاري ندارم.درست يادم نمياد چي شد كه اين اومد تو سرم كه من تا حالا در خونه هيچ يك از آشناها لباس زير زنونه نديدم كه براي نمونه شسته باشن و گذاشته باشن خشك بشه.اينو گذاشتم پاي خوب نديدن خودم و پس از اون بر اين شدم به هر جا كه رفتم خوب نگا كنم و ببينم نشوني از اونا مي بينم يا نه.خودم كه چيزي نديدم،از دوستامم پرسيدم و اونا هم گفتن كه نديدن.خب تو سرزميني كه زن بايد همچون مرواريد در صدف باشه،لباس زيرشم نبايد ديده بشه چرا كه شايد بيننده رو به ياد اون چه كه مي پوشونن بندازه.شايدم ديدن لباس زير هر زني به اين مي مونه كه اون چه رو كه از اون پوشونده ببيني.
تا اينجا رو شايد بشه كاريش كرد ولي واسه من خنگ در يافتن اين سخته كه مردماني با چنين باور و رفتاري چگونه مي تونن در شب نخست زناشويي پشت در اتاق گوش وايسن و پس از برافراشتن پرچم سرخ پيروزي از سوي شادوماد،فرياد شادي سر بدن؟نمي دونم در جايي خوندم يا از كسي شنفتم كه در برخي جاها نزديكان به درون اتاق ميرن و با چشاي خودشون پرده دري پرده دار رو به تماشا ميشينن تا نكنه كلاه سرشون بره و دختر،دختر نباشه و پسر حالا از براي هر چيزي بي پردگي اونو آشكار نكنه و دستمالي آغشته به خون چيزي ديگه ـ براي نمونه دماغ ـ به اونا نشون بده. چگونه مردي مي تونه زنشو ببره آزمايش تا ببينه پيش از اون كه با اون بخوابه بي پرده شده يا اين كه پرده دختر بيچاره از خود دختر واگرفته و روش نميشه رو نشون بده؟يه بار پيش يكي از دوسام تو يه شهر كوچيك بودم.اون شب جشن پيوند ميون دو غنچه ناشكفته بود.هنوز هنگام پسين بود.دوستم گفت كه دوماد رو بردن به گرمابه. گفتم بردن؟گفت بله.گفته مگه خودش نمي تونست بره؟گفت چرا،بردنش تا آمادش كنن. گفتم براي چي؟گفت واسه امشب.يكي از كاراشون اينه كه مردايي كه پيش از اين چنين شبي رو از سر گذرندون به دوماد ياد ميدن كه اون شب رو تشك كه "به كشتي گرفتن نهادند سر"،چكار بايد بكنه.من بازم خنگي هميشگيم گل كرد كه چه جور ميشه تو جايي كه به زنشون،زن،خانم و يا همسر نميگن و بهش ميگن خونه يا بچه ها يا اگه بسي هنر كنن مامان فلاني،به مردي راه و چاه هم خوابگي با زنشو نشون بدن؟
چندي پيش چن روزي مهمون زن و شوهري از دوسام بودم.يه شب كه من و خانم داشتيم سر به سر هم ميذاشتيم بهم گفت اگه تو نبودي اين شوهر گرامي كه اينجا نشسته،هر روز تا از در خونه ميومد تو،من مي رفتم به پيشوازش اونم منو بغل مي كرد و ماچ مي كرد.منم گفتم خب منم باشم كه باشم،شما كار خودتونو بكنين.گفت نـه، زشته،رومون نميشه.گفتم چه جور روتون ميشه جلوي من سر هر چيز كوچيكي به پر و پاي هم بپيچينن و داد و بيداد راه بندازين ولي جلوي من از يه بغل كردن و لب به لب گذاشتن،شرم دارين؟اينو واسه اين نوشتم كه بگم به باور من اين كه سنجه ارزيابي ما واسه درست يا نادرست بودن هر چيزي شده بوس و كنار ما رو به جايي رسونده كه هستيم.پدرا و مادرا جلوي بچه هاشون هر چي از دهنشون بيرون مياد به هم ميگن.به هم مي توپن.سر همديگه داد ميزنن.كتك كاري مي كنن.هيچ كدوم از اينا زشت نيس و واسه بچه ها بدآموزي نداره ولي ناز و نوازش و بوس و آغوشي از روي مهر يا جز اون، جلوي بچه ها زشته.خيانت اينه كه زن يا مرد برن با يكي ديگه بخوابن ولي دروغ؟اگه نباشه،نميشه.تو دوستي بسي به اين مي باليم كه چشممون دنبال خواهر،مادر دوستامون نيس ولي از دروغ گفتن و پشت پا زدن و سر دوستامون شيره ماليدن و پيچوندنشون روي گردون نيستيم و چه بسا اونا رو مايه زرنگي خودمون مي دونيم.
راستش من هر چيزي رو با دستاورداش مي سنجم.چنديه به اين رسيدم كه اگه آدمي به بيشتر اين چيزايي كه تا حالا رسيده ـ باوري و رفتاري نه دانشي و فن آوري ـ با درسد بالايي،هم اكنون زندگي بسي بهتر و شادتري داشت.اگه همه لخت بودن،اگه همه هر گاه و در هر جايي كه مي خواستن با همديگه مي خوابيدن،اگه چيزايي به نام چشم پاكي،پاك دامني،يا هر چيزي ديگه اي كه واسه بيشتر مردمان پذيرفتنيه نبود،چي ميشد؟من كه گمون ميكنم درسد خشونت و تجاوز و كشت و كشتار بسي پايين ميومد.
بوس و كنار رو واسه مادر و پسر،پدر و دختر،خواهر و برادر از بدترين چيزا مي دونيم. ـاز اينم مي گذريم كه بيشتر خشونتا و تجاوزاي گزارش شده،تو خونواده ها رخ ميدن. ـ يه نگاهي به خونواده ها بندازين،ازبس كانون خونواده ها گرمه دست دوزخ رو از پشت بسته.همه دارن همديگه رو به آتيش مي كشن.همه آتيشين.همه مي سوزن و مي سوزونن.بيشتر بچه ها دنبال راهي مي گردن كه از خونه و خونواده دور باشن.پسرا دستشون بازتره و مي تونن بيشتر بيرون خونه باشن يا براي كار به يه جاي ديگه برن يا اين كه واسه خودشون جداگونه خونه بگيرن.دخترا دستشون بسته تره.بسياري از راهاي دررويي كه پسرا دارنو ندارن.يا بايد از خونه در برن كه بازم آينده اي بس سياه و تاريك روبروشونه.يا هر جور شده يه جايي،تو هر ده كوره اي هم كه باشه،دانشگاهي پذيرفته بشن و برن در پي دانش و با نام دانشجويي از خونه و خونواده دور باشن.
بيشتر مردا با زنا كه گپ مي زنن بهشون نگا نمي كنن تا نكنه با بالا و پايين رفتن جايي از پوششون چششون به چيزايي كه نبايد بيفته و اگه هم چنين بشه نگاشونو زود از اون جا بر مي گردون،از بس كه چشم پاكن.زنا هم كه همش دساشون كار مي كنن و سرگرم بالا پايين كشيدن چيزايي كه پوشيدنن تا مبادا جايي از بدنشون نمايش داده بشه،از بس پاك و پاك دامنن.خود من تا يكي دو سال پيش همين جوري بودم،ولي گذاشتمش كنار،حالا ديگرون ميخوان منو چشم چرون هيز بدونن،بدونن چون چشم پاكي برام ديگه ارزشم نيس چه برسه به اين كه بخوام نشون بدم كه هستم.
ما از بكار بردن واژه هايي پرهيز ميكنيم و به زبون آوردنشونو زشت مي دونيم با اين كه همون واژه ها رو جاي ديگه به كار مي بريم بدون اين كه اونو گستاخي بدونيم يا بدونن.كسايي هم واسه اين كه واژه اي رو به زبون نيارن كه زشته،تازي يا انگليسيشو به كار مي برن.شايد اين جوري اون واژه ديگه زشت نيس.براي نمونه بيشتر ما به جاي " پستان " ميگيم " سينه " ولي به پستاندار نمي گيم سينه دارا يا به پستونك نميگيم سينِهَك.خب اگه گفتن يا نوشتن پستان يا پستون زشته پس چرا جاهاي ديگه به كار مي بريمش؟چرا تو " اتل متل توتوله " نمي گيم گاو حسن " نه شير داره نه سينه،گاوشو بردن به گينه "؟پستان بخشي از سينه هست نه خود سينه.ما به چشم،ديده هم ميگيم كه جفتشون يه چيزو مي رسونن ولي نمي تونيم به چشم بگيم مردمك،چون مردمك يه چيزه و چشم يه چيز ديگه.تازه اگه سينه همون پستانه كه بيشتر پستان دارا،پستونشون روي شكمشونه نه سينشون.
كورسو : پيش از هر چيز بسي شرمنده كه چنديه نتونستم بهتون سر بزنم يا چيزي بنويسم.
شرر : اميدوارم كه تونسته باشم اون چيزي رو كه مي خواستم بگم رسونده باشم ولي اگه كسي دوست داره درباره اين چيزايي كه نوشتم گپ و گفتي داشته باشيم،من با آغوش باز پذيرا هستم.تازه يه چيزايي رو ننوشتم تا بيش از اين روده درازي نكرده باشم.
كبريت : اميدوارم آهنگي رو كه گذاشتم به همراه خوندن گوش داده باشين.